... وای بوی بهار میاد ...
پسر قشنگم بوی بهار میاد
...
فصلی که مامانی عاشقشه
...
عاشق نفس کشیدن تو هواش
و دیدن زبیاییهاشه
...
فصلی که مامانی خیلی عاشقتر از همیشست
...
واسه همین باید برای اومدنش یه خونه تکونی اساسی انجام بدم
و چون یه سالی هست که با وجودت دست به عمق خونه نزدم و همه چیز رو رو بساطی تمیز کردم یه پروژه طولانی و زمان بر در راه دارم ...
البته از دیروز کارم رو با پاک کردن یه دل سیر از کابینتها و یه سری تغییرات تو چیدمانشون شروع کردم که امیدوارم خدا این توان رو بهم بده تا قشنگ اونجور که بتونم خونه رو تمیز کنم (ایشالا)...
یه پروژه خاص هم تو نظرم هست که اگه خدا کمک کنه بتونم انجامش میدم که فعلاً نمی گم چیه ، همین قدر بدون که خیلی قشنگه ...
واسه همین تا اطلاعثانوی وبلاگ بابای
...
ازت میخوام پسر خوبی باشی
،
تا مامان بتونه خونمون رو یه صفایی بدم و عید پاکی داشته باشیم ...



... وای بوی بهار میاد ...